اعتیاد به بازی ها و ویدیو گیم ها چگونه اتفاق می افتد

اعتیاد به بازی ها چگونه امکان پذیر است؟ بازی ها چطوری میتونن زندگی ما رو مختل کنن؟ تا به حال به این فکر کردی که چرا نه گفتن به بازی انقدر سخته ؟ یعنی چی داره این بازی که نمیشه جلوش مقاومت کرد ؟ یعنی بازی انقدر لذت داره که ما رو میتونه تا مدتی درگیر  خودش کنه ! جالبه اما چجوری ؟

بازی های ویدیو گیم

تو این پست قراره  به این مسئله، یعنی اعتیاد به بازی ها از بعد روانشناسی بپردازیم.

تحقیقات نشون میدن که بازی فقط راهی برای گذروندن زمان نیست! بلکه یک هدف حیاتی در توسعه و رفاه ما است. از کودک گرفته تا بزرگسال، بازی به ما این کمک رو میکنه تا بتونیم مهارت های جدیدی را بیاموزیم، با استرس ناشی از فعالیت های روزمره زندگی مقابله کنیم و ارتباطات اجتماعی ایجاد کنیم. در واقع همین سیستم که پاداش مغز ما را فعال می کنه و احساسات خوب و قشنگی مثل دوپامین و سروتونین رو آزاد میکنه تا بتونیم برای ارضای روحمون زمان بیشتری رو به بازی کردن بگذرونیم.

ایجاد دوپامین با بازی کردن

اما مسئله ای که وجود داره اینه که بازی کردن چطور میتونه به ما احساس خوب و خوشی بده ؟ چرا مثلا بازی کردن نسبت به خیلی چیزای دیگه لذت بیشتری واسمون داره ؟ چطوری می تونه این حس خوب باعث اعتیاد بشه؟ چطوری میتونه باعث اعتیاد ما به بازی بشه؟

اعتیاد به بازی از دیدگاه روانشناسی

 

اعتیاد به بازی عمیقاً در روانشناسی ما ریشه داره. این یه غریزه طبیعیه که علاوه بر انسان ها ، در حیوانات (از جمله پستانداران و ...) وجود داره. در انسان ها بازی کردن از کودکی شروع میشه و این قضیه در طول زندگی ادامه داره. این به نوعی ابراز وجود، خلاقیت و کاوش است.

شاید یکی از دلایل اعتیاد به بازی و جذابیت اون اینه که مثل سرپناهی واسمون میمونه که می تونیم از فشارها و مسئولیت های زندگی روزمرمون بهش پناه بیاریم. جدی تصور کن که روز بدی رو سپری کردی و همچین حالت هم اوکی نیست، ولی همین که درگیر بازی میشی، حالت عوض میشه و باعث میشه که تموم تمرکز و فکرت رو بذاری روی فعالیتی که داری انجام میدی. همین بازیه که این فرصت به ما میده تا واسه مدت کوتاهی هم که شده ، احساس آزادی و شادی کنیم.

انواع ویدیو گیم

علاوه بر این ها ، اعتیاد به بازی قدرت تخیل ما رو تحریک میکنه و یجورایی اونو تشویق میکنه به اینکه خارج از چارچوب فکر کنیم. انعطاف پذیری شناختی میتونه مهارت های حل مسئله رو تقویت میکنه و میزان توانایی ما رو نسبت به سازگاری با موقعیت های جدیدی که ممکنه قرار بگیریم، افزایش بده.

اگر نظر منو بخواین ، من میگم اعتیاد به بازی یک جنبه اساسی انسان بودن است. این بازیه که به ما این امکان رو میده تا بتونیم با کودک درونمون ارتباط برقرار کنیم و نهایت لذت رو از زنده بودنمون ببریم.

 

ماهیت اعتیاد آور بازی

اعتیاد به بازی با اینکه میتونه خیلی لذت بخش باشه ولی به همون اندازه هم می تونه بهت آسیب بزنه و تو رو معتاد خودش کنه ! دقیقا مثل هر فعالیتی که واسمون لذت بخشه، مغز ما میتونه به موجب هوس بازی بیشتر برنامه ریزی کنه و حتی وادارمون کنه تا به اون چیزی که میخواد برسه.

اعتیاد به ویدیو گیم

این اعتیاد به بازی رو میشه به ترشح هورمون های دوپامین و سرتونین در مغزمون نسبت داد. این هورمون ها با پاداش، لذت و انگیزه ارتباط مستقیمی دارند؛ چرا که وقتی ما مشغول بازی کردن میشیم، سیستم پاداش مغزمان فعال می شود و ما رو به بازی بیشتر و بیشتر ترغیب میکنه.

البته که همه بازی ها ذاتاً اعتیاد آور نیستند، بلکه زیاده روی تو هر زمینه و فعالیت که باعث اعتیاد میشه. در قضیه بازی ها هم استثنایی وجود نداره چرا که به طور کلی میتونه فعالیت بازی اعتیاد آور باشه ولی از دید کلی همه بازی ها این خصلت رو ندارند. عامل کلیدی وجود داره به نام تعادل. در واقع این ایجاد تعادله بین بازی و جنبه های مختلف زندگی ماست که حد و مرزها رو تعیین می کنه. هر زمان که بازی با مسئولیت های روزانمون (مثل برقراری ارتباط با افراد یا روند محیط کار) تداخل پیدا کنه و مشکل ساز بشه ، اون موقع هست که میگن تعادل برقرار نشده و به مرز اعتیاد نزدیک شده است.

اینکه حفظ تعادل سالم و اطمینان از اینکه بازی جنبه مثبت و لذت بخش زندگی ما باقی بمونه خیلی میتونه مهم باشه.

کمبود خواب

خلاصه که بازی با وجود اینکه خیلی لذت بخشه و بهمون حال میده ولی میتونه یه روز یقمونو بگیره و ما رو تو دام اعتیادش بندازه و سلامت جسمی و روانی دچار مشکل کنه و تو کیفیت کلی زندگیمون اثر منفی بذاره.

باید به درک این مطلب برسیم؛ یعنی اینکه حتی اگر روزی گرفتار اعتیاد به بازی شدیم، بتونیم درکش کنیم که بعد به درمانش بپردازیم.

اعتیاد به بازی یه نوع اعتیاد رفتاریه که با عادت بازی بیش از حد، یک جور اجبار و به شکل کنترل نشده ای مشخص میشه.

معایب ویدیو گیم

 

تصور کن علاقتو نسبت به فعالیت های روزمرت از دست بدی و همچنین نسبت به مسئولیت هایی هم که داری ، بیخیال باشی ، حالا در کنار این ها هم عدم توانایی در کنترل تایمی که برای بازی کردن گذاشتی هم حساب کن؛ اینجوریه که میگن دیگه معتاد بازی شدی.

حالا چیکار میشه کرد ؟

اگه از من بپرسی (چون خودمم یه دوره ای واقعا یه معتاد بازی بودم اونم وحشتناک) میگم که باید تا جایی که میتونی خودتو از اون بازی که بهش اعتیاد پیدا کردی ، دور کنی. تایم بندی مناسبی داشته باشی و خودتو درگیر فعالیت ها و مسئولیت های دیگه ای بکنی تا فکرت هم از اون بازی دور باشه.

یعنی در انتهای این مقاله میخوام بهتون بگم که درسته: بازی خوبه و یه چیزی که از تو ذاتمونه و دوسش دارم، ولی صرفاً مثل هر چیز دیگه ای حد و اندازه ای داره. چرا که پیشروی بی اندازه تو برخی فعالیت ها منجر به اعتیاد میشه از جمله همین بازی کردن.

از طرف دیگه ای هم همچین بی میل بودن به بازی هم میتونه مضر و بد باشه. مثلا تو یه جمعی میری همه دارن بازی میکنن و اونجا تو باز بی میلی به بازی کردن. خب عزیز من تو یه مشکلی داری دیگه باید قبولش کنی. چرا که اینجور موقع ها دیگه میگن طرف روابط اجتماعی هم بلد نیست و هزار عیب دیگه.

مخلص کلام به شما بگم که این هم علاقه ای که به بازی داریم و نمی تونیم جلوش نه بیاریم، بخاطر اینه که ما با بازی به دنیا اومدیم و از دنیا هم میریم و اصلا خود زندگی یک بازیه. از بدو تولد تا گذروندن دوره های زندگی در طول این مسیر ما همواره درگیر بازی هستیم. پس با این حساب بازی چیزیه که نمیتونیم از خودمون جداش کنیم.

زنده باد بازی!

۵
از ۵
۷ مشارکت کننده
رضاقهرمانی گفت:
من این مشکل با پسر تو خونه دارم...
    مدیریت گفت:
    ما در تلاشیم این اعتیاد به بازی های مجازی رو از بین ببریم
ویدا گفت:
ممنون از مطالب آموزندتون
    مدیریت گفت:
    ممنون از توجهتون

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش